يار محمد خان سهام الدوله / خاور بى بى شادلو

134

سفر نامه هاى سهام الدولة بجنوردى ( فارسى )

اصرار تمام به من دادند . از آنجا آمديم منزل . ناهارى خورديم گفتند جنرال حضور آمده خلعت آورده . برخاستم دست شسته خلعت را پوشيدم . با هم سوار كالسكه شده رفتيم در خانهء حضرت صدر اعظم . در اطاق آبدارخانهء خودشان مشغول ناهار بودند . رفته نشستم تا ناهار تمام شد . قبلهء عالم هم در اطاق عمارت ابيض ناهار ميل مىفرمودند . پيشخدمتى آمد كه شاه مىفرمايند برويد در آبدارخانه با « فونوگراف » حرف بزنيد . برخاسته رفتم آبدارخانه . فونوگراف اسبابى است كه در ينگى دنيا اختراع شده است . شخص هر چيزى را كه دهان در دهان او گذاشته بگويد در آنجا ضبط مىشود . فورا يا تا سى سال ديگر هر وقت بخواهند به عين همان را پس مىدهد . چيز غريبى است . بعد از رفتن آبدارخانه قدرى با فونوگراف نطق كردم و جناب ممتحن الدوله هم يك شعر فرانسه خواندند . فونوگراف به عين همان را جواب مىداد . در اين بين شاه تشريف آوردند و تفصيل فونوگراف را به من معرفى مىفرمودند . بعد تشريف بردند به گالورى و فرمودند عكاس حاضر شده عكس من را انداخت . بعد از عكس من را احضار فرمودند . بعضى فرمايشات مرحمت‌آميز فرموده بعد را تشريف آوردند آبدارخانه . همان « تنطقات » من را از فونوگراف پس گرفتند . از آنجا بيرون شده من هم مرخص شده آمدم منزل . عصرى سردار اكرم تشريف آوردند و رفتند . شب را سركار نصرت الملك بودند . پنج ساعتى شام خورده خوابيدم . روز چهارشنبه بيست و هشتم دو ساعت از دسته گذشته ايلخانى قشقائى آمدند ديدن من . آدم سادهء محجوب بسيار خوبى مىباشد . دو ساعتى نشست صحبت كرديم . يك قبضه تفنگ پنج تيره به ايشان دادم . بعد از رفتن ايشان رفتم منزل جناب آقاى عضد الملك . ميان باغ نشستيم . خيلى صحبتهاى انس فرمودند . رفتيم اطاق سر ناهار . خيلى مفصل ناهارى چيده بودند . بعد از ناهار ساعتى نشسته آمديم منزل . تا شام منزل بوديم . چهار ساعتى شام خورده خوابيدم .